پنجشنبه ۲۶ تیر ۰۴ | ۰۳:۳۶ ۱۶ بازديد
امروز بلاخره کتاب دنیای سوفی رو تموم کردم. بلاخره یه دید منطقی و جامع از فلسفه و روند تکامل ایده های فلسفی به دست اوردم هر چند ناچیز!
شاید خیلی از آدم ها فلسفه رو یک چیز خسته کننده و مسخره و بقول دوستان ما بی معنا در برابر پیشرفت های اخیر علمی میدونن ولی یک سوال آیا همه ما ها که تحصیلات اکادمیک خودمون رو تا یک سطجی داریم میگیم درس های کلاس اول ابتدایی چرت است؟ کمانکه برعکس هم هست.
خیلی تا حالا کتابش رو خلاصه کردم و توضیح دادم ولی اینجا میخوام برداشت های فرامعنا خودم رو از این کتاب و اندک مطالعه ام راجب تاریخ فلسفه بگم
اولین اصلی که یافتم تاریخ فلسفه نخوندن مثل بزرگ شدن بدون بچگی نکردنه!
یکی از جذاب ترین ایده هایی که ذوست داشتم حرف اقای هگل اعه این مفهون رو میرسونه که ما همه وارثا نیاکان ما هستیم و به صورت cumulative داریم جلو میریم و معنا شناسی اگزیستانسیالیسم هم برای من بسیار می توانست توجیه کننده بر خورد اطرافیانم و حتی خودم راجب نحوه پاسخ به پرسش های فلسفیشون برام بود. ورای این همه سخنانی که توی این کتاب بود به نظر شخصی من این دو تا نکته یکی از انگیزه بخش ترین دلایل مطالعه فلسفه است.
این حرف و ایده ئولوژی اقای هگل باعث شد دقت بیشتری به این نکته بکتم که واقعا چی شد که خیلی چیز هایی که ما منطقی و بدهی میدونیم تبدیل به چه جیز های منطقی ای شد و به الگو تکامل تاریخ فلسفه و ورای اون نحوه اندیشیدن نخبگان هر دوره نسبت به مسائل روز اوت موقع چامعه شد.
شاید اگر من نویسنده این کتاب بودم و بعذ از 20 سال میخواستم این کتاب رو وبرایش کنم فصل آحر رو راجب نوروساینس میذاشتم که تا حدود خوبی تحول هوش مصتوعی رو در جامعه امروزی هم حتی می تونه در بر بگیره. خوشحالم از این بابت که با خوندن این کتاب چای خودم رو پبدا کردم با ربط کار هایی که خودم دارم میکنم احساس می کنم منم در همین راستا دارم قدم بر مبدارم و شاید بعد از مرگم بتونم یک لوگوی گوچیک این مجسمه قول پیکر باشم.
پی نوشت : خیلی ذوست دارم ربز به ربز این کتاب رو بررسی کنم از اخلاقیات کانت بگم تا تفکر شبه الهی اسپینوزا و دنیای مورد علاقه برکلی که در همه فیلم ها هست و خیلی جبز های دیگر شاید باز هم بنویسم ولی فعلا ایناینترو بود با اینکه پتانسبل لکچر دادن همه رو به ریز دارم ولی فعلا اینجا برای دل خودم خواستم حداقل اندکی از این کتال در قالب نوشته به یادگار بزارم :))
شاید خیلی از آدم ها فلسفه رو یک چیز خسته کننده و مسخره و بقول دوستان ما بی معنا در برابر پیشرفت های اخیر علمی میدونن ولی یک سوال آیا همه ما ها که تحصیلات اکادمیک خودمون رو تا یک سطجی داریم میگیم درس های کلاس اول ابتدایی چرت است؟ کمانکه برعکس هم هست.
خیلی تا حالا کتابش رو خلاصه کردم و توضیح دادم ولی اینجا میخوام برداشت های فرامعنا خودم رو از این کتاب و اندک مطالعه ام راجب تاریخ فلسفه بگم
اولین اصلی که یافتم تاریخ فلسفه نخوندن مثل بزرگ شدن بدون بچگی نکردنه!
یکی از جذاب ترین ایده هایی که ذوست داشتم حرف اقای هگل اعه این مفهون رو میرسونه که ما همه وارثا نیاکان ما هستیم و به صورت cumulative داریم جلو میریم و معنا شناسی اگزیستانسیالیسم هم برای من بسیار می توانست توجیه کننده بر خورد اطرافیانم و حتی خودم راجب نحوه پاسخ به پرسش های فلسفیشون برام بود. ورای این همه سخنانی که توی این کتاب بود به نظر شخصی من این دو تا نکته یکی از انگیزه بخش ترین دلایل مطالعه فلسفه است.
این حرف و ایده ئولوژی اقای هگل باعث شد دقت بیشتری به این نکته بکتم که واقعا چی شد که خیلی چیز هایی که ما منطقی و بدهی میدونیم تبدیل به چه جیز های منطقی ای شد و به الگو تکامل تاریخ فلسفه و ورای اون نحوه اندیشیدن نخبگان هر دوره نسبت به مسائل روز اوت موقع چامعه شد.
شاید اگر من نویسنده این کتاب بودم و بعذ از 20 سال میخواستم این کتاب رو وبرایش کنم فصل آحر رو راجب نوروساینس میذاشتم که تا حدود خوبی تحول هوش مصتوعی رو در جامعه امروزی هم حتی می تونه در بر بگیره. خوشحالم از این بابت که با خوندن این کتاب چای خودم رو پبدا کردم با ربط کار هایی که خودم دارم میکنم احساس می کنم منم در همین راستا دارم قدم بر مبدارم و شاید بعد از مرگم بتونم یک لوگوی گوچیک این مجسمه قول پیکر باشم.
پی نوشت : خیلی ذوست دارم ربز به ربز این کتاب رو بررسی کنم از اخلاقیات کانت بگم تا تفکر شبه الهی اسپینوزا و دنیای مورد علاقه برکلی که در همه فیلم ها هست و خیلی جبز های دیگر شاید باز هم بنویسم ولی فعلا ایناینترو بود با اینکه پتانسبل لکچر دادن همه رو به ریز دارم ولی فعلا اینجا برای دل خودم خواستم حداقل اندکی از این کتال در قالب نوشته به یادگار بزارم :))
- ۰ ۰
- ۰ نظر
Collatz Conjecture